هیچ کی از رفتن من قوسه نخور
هیچ کی با موندن من شاد نشور
وقتی رفتم کسی قلبش نگره
بخزه هیچ آدمی فریاد نشور
وقتی رفتم کسی قوسه نگره
وقتی رفتم کسی بد رقم نکر
دل من میخواست حلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی آشقم نکر
پس چشه هیچ کسی آشقم نکر
موسیقی
وقتی رفتم نکه بارون نگرف
واسه خود خیلیم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمور خود میدونم مهتابی بود
دم رفتن کسی گفت سفر بغیر
که واسه قریب و ناشناخده بود
اما اون
وقتی رسید که قلب من
همه
عارض هاشو بخته بود
چهره یه ایچ کسی پشمارده نبود
گلا اما همه پشمارده بودن
کسایی که واسه شن مهم بودن
شاید یه جوری مرده بودن
وقتی رفتم کسی قصش نگرف وقتی رفتم کسی بد رغم نکر
دل من میخواست تلافی بکنه پس چشه هیچ کسی آشقم نکر
پس چشه هیچ کسی آشقم نکر
وقتی رفتم نکه بارون نگرف
واسه خون خیلی هم آختابی بود
اگه شم میرفتم و خورشید نبود
آسه نور خون میدونم مهتابی بود
دم رفتن کسی گفت سفر بغیر
که واسه قریب و ناشناخده بود
اما اون
وقتی رسید که قلب من همه عارض هاشو بخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب
من همه عارض هاشو بخته بود
Đang Cập Nhật
Đang Cập Nhật