پر از بغض، پر از نفرت شدم
روز و شبا انگا برعکس شدم
من همون که عشقت بودم
حالا تالا نحست شدم
نمی دونم که من بد بودم
یا کارات باعث شد که من بد شدم
فقط می دونم که درگیر تو دمه
انقدی که باعث شد من پس رفت گنم
احمد ظلو مازیر
خونم غیری بده داره بیزاره به سرم
دیگه نمی کشم قید خونم رو می دنم
یا برمی کردی یا می رم تو خاطراتمین امشب
می خوام رکم رو بذارم
ببین زخمی هم مثل یه مبانه زنگی
که به خاطرت با کل دنیا جنگی
زخمی هم زخم قب تو زینان من و حسنت نبوده تو چشای رنگی
جهان خرابی ها کشید وقتی دلن ازت برید
تک صرف خواهی لنجی دیگه منم رو برید
درخوشی هم تموم شد و افتاد به دون اوشقم کشید
تو رفتی و خیانتت بازم به گوش من رسید
دستاش را سفه بگیر بارا نذار که تنهات بذاره
نگاه نکن پشت سرت این عشقا دیدن نداره
برو که بی وفایات رو زخم این دلم نشست
وقتی که با اون دیدمت بجور این دلم شکست
زندگی پوره دفت پوره غمه پوره سسته این که یه روز ببینمه
ببینمه داری تو می دیمی من این که ما زیاره برگرد و من نبیرمه
من پرنماش که حسنم مرده داره خیانته روی دستم خورده
اینجا لفت
نیارم دیگه باورت درارم بهت میگم برو دیگه دون اشغت مرده
کاری کردی با دلم که از سایشتی تکزه من از سرت چونم
و نسم میرم زدی اسم تو میاد پوره بخص میشه گلوم
تو کاری کردی نبوده ده بوده نبی ازه بی ازه
شدی دیگه برای من دیگه تر نمیشه برای تی چشم من
برو که هوای این خونه برای تو باره سده
از اون که تنهات بذاره
ندانه کن
پشت
سرت این عشقا دیدم نداره
برو که بی وفایات رو زخم این دلم نشست
وقته که با ام دیدمت بجور این دلم شکست
Đang Cập Nhật
Đang Cập Nhật