سر قرار با اون چقدر رسیدی به خودت
ببین مشکلات من رو دیگه نمی بینید دوست
من ای که واسه داشتنه چقدر حرف می شنیدم
فکرشون نمی کردم این جوری بیارزش می شن
شنیدم وابستشی روزهایی خوبی داری با هاش
اون ای که دستابشو گرفتی به هش می گفتم داداش
اون ای که رابطه شو با هم این آخرو کمش کرد
همکاری می کردم رفیقم بشه قمش کرد
همه شو دارستم مسته چهو تو هر شرایطی
بگو کی بود اونو از قیابونو جمعه کرد
حالا رفته با عشقم یه جاریخ نروه هر
داداش قدیم دست خوش خدایی دمت کرد
این رفاقت تو کردی در حقم تموم
بی خودی لفت نیا الکی حبزم نمون
اون ای که دستاشو گرفتی من نفسش بودم
چه روحت هوای شد این حقم نبود
توته دنیا دویدم
اما باز واسه تو کم بود
باورم نمیشه دستات
توی دست عشق من بود
باورم نمیشه اما اینگاری که خواب میدیدم
اونی که همه کسم بود
این روزا باش قریبم
بذاره در گوشه روز شد جلو من واسی
چیه نگاه میکنی موندی تو رو در واسی
آبه رفاقت تو اتناد و باشی پس سادی
حالا باید سر یه هرزه تو روحن بازی
اینجوری نمیمونه وازه میخوره گذره
برده صنایات هفه میزنه به سره
چلیدم کناره هم خوشید وقتی اسفه من نباشه
بذار زیر خوشی بخندی نا تازه اولاشه
بذار مثل من وازه اون هرزه آتیشی
فرده خاک سرش میمونه این نشد آتیشی
به توان بفته نزاشه کسی دست به تنش بزنه
اون آدمی که دستاش تو دستات محکمه
یادت میاد همه اش به هد میگفتم اشخمه
الان کنار همینو توفه مرام هر باید
کسی که نمک و نشنام به ظهرمت و بشکمه
اونی که صدامو نشدید
دلمو بیا برو کرد
بی تفاوت از گزشته
رو بگه بی چشم و روزه
اعتماس تو نمیخوام شکن کن به اعتقادم
صحبت نون و نمک نیست به همه اینجا
نمیخوام شکن کن به اعتقادم
یا اون موقع مصبوط این حسن بهاش برید
به توان میگه چقدر بوی تن تو دوست داره
عرضو میکنه بگذرون این شب و روز و باهر
به توان میگه حسن خوبیه وقتی کنارمی
میگنی رفیق منو فرختی تو به چه آدمی
اون حرمت است خود تو نون و نمک
منم خوشحاله وقتی میبینم که با همین
ولی یادت باشه اون که منو انقدر ساده داشت
تا اگه دنو روزه با هاشی میزه رو به راحتی
هه!
رفیق یاد گرفتی از این زمونه چی؟
اسم مردم نیار به این میگن زنون بگی
اسم مردم نیار به این میگن زنون بگی
دستاف بایکس
احمد صدا
برمودا ریکورد
Đang Cập Nhật