مو به مو قدم قدم
به زلف تو غسم غسم
رسیده عشق تو به جان من
به یاد تو نفس نفس بریدم از این قفص
زندان است جهان من
عشقت چرا تا وال من شد
گفتی غمت فایال من شد
از هر گناهی تو به کردم
چشمال تو ایمان من شد
تو را چون جن خود می دالمت
تو را چون سایه می فندارمت
هرچه تو دوری من سبورم
مرا از غم جدال
میکنی مرا
اک دم سدال میکنی
من که گذاشتم از غروب رم
قبل از تو من
عاشقتی بودم
تو آمدی با هر نگاه مرا
گرفتارم کنی این غرار من نبود
ای وای هنوز چشم انتظارم
تو را چشم این
غرار من نبود این غرار من نبود
مرا
اک دم سدال
میکنی من که گذاشتم از غروب رم قبل از تو من
عاشقتی بودم