از پشت تو مو بسته ها
جنونم و شنم برم
به پشت خالیم بخند
نپرسی حالی یه وقت
کم بودم شاید پراتون
نیستی راضی و کم
میرم یه جا این دفعه
که دیگه پیدم نشد
و ترس برام آدت شده
که هرچی میخوام نشده
اصیدم بهش
از سبچی ترسیدم اولاش
بعد تو دیدم به چشم
من هرچی رو دیدم نداش
با لسای خالی میرم از این خونه
دلت از این قفص
باش بار آخر که دینمت
بیرون بسم آخرین دفعه
رفتم چشمامو بستم روت
خدا حافظ
میدونم مشکل از من بود
خدا حافظ
رفتم تا دنیت رنگی شه
نزادیگه بمونه ردی از من روت
خدا حافظ
رفتم چشمامو بستم روت
خدا حافظ
میدونم مشکل از من بود
خدا حافظ
رفتم تا دنیت رنگی شه نزادیگه بمونه ردی از من روت خدا حافظ
فکر کردم با همه فرق داری
با من همیشه خوبی
یه جوری ازت خوردم
که گفتم ای کاش
بست بقیه بودی
بگو چی کم گذاشتم
که شدم الان زیادی
خیلی ها با دلم بازی کردن
تو دلم بازی دادی
دیگه آخر قصت رسید
باید جان باید کی بدم بش
این همه گریه که چی
رفتنی میره تا بهش
خورد دست کی به دستت
که باید من غریبشم با تو بخند
امروز خوش باش
که دیدنی فردات
رفتم چشمامو بستم روت
خدا حافظ میدونم مشکل از من بود
خدا حافظ رفتم تا دنیا ترنگی شه
نزار دیگه بمونه ردی از من روت
خدا حافظ رفتم چشمامو بستم روت
خدا حافظ میدونم مشکل از من بود
خدا حافظ رفتم تا دنیا ترنگی شه نزار دیگه بمونه ردی از من روت
خدا حافظ