بودم که میدونم اداست
بادلالا، بادلالا، بادلالا
بودم که میدونم اداست
نشد ارجا من از توی حس نبرم
همین یه بار رو برست اقلن
به زور قرصای خواه به شبم
مگیرم انوز زور سفر اقلم
ازت هرچه قدم که پرم
چیزی چه که میرسه قبل خودم
حسن هرچی بخوایم اگه میشه بگم به تو نه
هرچی بگم رد شدم از خاطره همون و خلاس
دلم که میدونم اداست
دلم که میدونم اداست
هر جاست داگه خنده هم بیتو اگه روی حواست
دلم که میدونم اداست
دلم که میدونم اداست
درشم من شده نه
جلو چشم خورد شده شکست همه چی
منا یه مش حرفهای نزده
ولی هیچ وقت نوبت من نرسید
فردام شده زیر پاهم لگت هیچی
منو از خواه تو بیدار نکر
تو هم دل تنک شد یه وقت
من همین دورو برام زیاد نگر
هرچی بگم رد شدم از خاطره همون و خلاس
دلم که میدونم اداست
دلم که میدونم اداست
هر جاست داگه خنده هم بیتو اگه روی حواست
دلم که میدونم اداست
دلم که میدونم اداست