شبم تو روز من تو
دلا دل سوز من تو
شبم تو روز من تو
دلا دل سوز من تو
تو شمه روشن شفای من
پاسوز من تو
دل و دل دار من تو
رفیق و یار من تو
به گردم داره تو
چون نقطه پرگار من تو
به یار زوی مخفیه
شب ميلاد من
به حانه سرور این
دل ناشاد من
یاشناتر از خدم
ای تو همزاد من
نمی رویت خیالت از
خاطر و یاد من
موسیقی
چنان سرمستم از این جفت جامعه
چشمه های تو
که قربانی کنم
پل جهان را زیر پای تو
چنان گمگشته در پیچ و خمگی
سوی تو هستم
که دورم هر طرف رو می کنم
من سوی تو هستم
به یار زوی مخفیه
شب ميلاد من
به حانه سرور این
دل ناشاد من
یاشناتر از خدم
ای تو همزاد من
نمی رویت خیالت از
خاطر و یاد من
به یار زوی مخفیه
شب ميلاد من
به حانه سرور این
دل ناشاد من
یاشناتر از خدم
ای تو همزاد من
نمی رویت خیالت از
خاطر و یاد من
به یار زوی مخفیه
شب ميلاد من