خیلی وقت سندگیمون رنگ خنده رو ندیده
این هوای قم گرفته نفس ما را بریده
خیلی وقت که شکسته با یه رفتن من و تو
جای زخم عارضون من مونده رو تن من و تو
ما چرا یاهای داشتیم از یه جایی یادمون رفت
به
قفص خود کردیم اونقدر که رحایی یادمون رفت
یادمون رفت
ما به چی دل بسه بودیم
ما به چی تن داده بودیم
اسفه اشکی از چشاهای زندگی مفتاده بودیم
سمت اشتباه رفتیم سمت اشتباه موندیم
کشت خند سنگر گرفتیم بس که بی پناه موندیم
ما چرا یاهای
داشتیم از یه جایی یادمون رفت
به قفص خود کردیم اونقدر که رحایی یادمون رفت
یادمون رفت
یادمون رفت
Đang Cập Nhật
Đang Cập Nhật