تمره
لحظه هم بی تو
یه احساسی پرست درده
از این بابستگی سیرم
چقدر عوشتو سرده
فراموش می کنم اما
یتری از خیالت هست
ولی اون لحظه مرده
دواره برنمی گرده
نه من نمی ارماشتی خدا که ما رو زده
تو دیگه چرا بگو دنیا که با ما بده
این کارو همه با سینه دل ببرنن توهشگون به ما هنین حالا نده
توی که جای خود سیگارم ترک کرده به من نمی خوردی و خودم شرک کرده
گفتی برگردن اما همه چی میشه میزون این که دو روز چی کار کنن با سردرده
من بد کردم تو هم شدی دختر از آن
هرچی خوب بودم یه جایی با از طلب گاشت
تو دافطلب باشی ناهش خواهشی
تو خانون خوشگله ما اون زشته باشیم
اون که دست تو جیب میزنه پیاده چهر
سما یه پول پرست عشق ماشین
توفه سهروالا بوده ای از اولش
حالا فکر کنم با پای اون نشست باشیم
خوبی حال من خوبه
دیگه دلتنگی بی جا بود
کجا دستامو ول گردی
یکم فکر کن همین جا بودی
خیالت عشق تو چشما
مثل برون سراسیده
ای که میگفت برگرد داره از قصه میمیره
ولی انگار تو دنیا تو تون بیراه میسازی
تو از جلس خودم بودی بود بیگانه مینازی
به این دلشوره ها گفتم سراغت رو نگیرن با ت
به چشمام گفتم از دوری دیگه عشقی نریزن با
روزای برفی و ازه
همه چیزی از این برفا آب میشه
حتی خواست رازی
به احساس برگرد
عفشین غفاری
مرسی و سه سیگید
دیگه عشقی نریزن با