من هنوز چیزی نگافتم
که تو طاقتت تموم شد
باقیشو بگرم میبینی گریهات کلی حرام شد
من که آسمو نبودم
اما عشق توی موقع سردنش نکن دنم رو به خدا اون بی گناه رو فهم
باز که عبیشو نگاهه بغذتم واسم عزیزه
اما عشق تو نگهتار نذا اینجوری بریزه
حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشین
من نگاهت بکنم تا تو چشم عشقو ببینی
تو چشم عشقو ببینی
بدجوری دیوانتم من فکر نکن این اعتراض
همیشه نبودن تو کرده این دل و کلافه
میدونم فرقی نداره واسط عاشق بودن من
میدونم واسط یکی شد بودن و نبودن من
اولش گفتم یه حسه یا یه احترام ساده اما
بعد دیدم یه عشقه با په اندازه سیاده
بیا با مثل گذاشته جز به من به همه
شکل من بیدون تو میرم بیا با به کمک کن
من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقت تموم شد باقی شد بگم میبینی
گریهات کلی حرم شد
من که آسمو نبودم
اما عشق توی مابه
سرزنش نکن دلم رو
به خدا اون بیگنا رو پید
باز که عبیشت نگاهه بخزتم واسم عزیزه
اما عشقا تو نگهتار نذا این جوری بریزه
حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم تا تو چشم عشقو ببینی
تو چشم عشقو ببینی
بد جوری دیوونتم من فکر نکن این اعتراف ده
میشه نبودن تو کرده این دل و کلافه
میدونم خرقی نداره با سرتاش بودن من
میدونم با سر یکی شد بودن و نبودن من
اولش گفتم یه حس یا یه احترام ساده
اما بعد دیدم یه عشقه آخه اندازه سیاده
بیا و مثل گذاشته جز به من به همه شکل
من بدون تو میرم بیا و به هم کمک کن