از سنتی هستیم که موسیقی سنتی باید چقدر فراموش کنید؟
بلید به نظر من، حالا من
چون تو موسیقی زیاد وارد نیستم
موسیقی سنتی اصلا یک سنت شده
از موسیقی در آمده
اصلا قشنگ نگاش می کنی
این یک اختراع سنتی شده
اون موسیقی اصیل نیست
براخوره
حالا نمی دانم چطوریه
این وضع سریعا فرق کرده
حالا کسی نمی دانه
این زمان سابقی یک لباسی مردم داشتند
تمدون آمد جلو
لباسا
یکی دیدی شلوارا رو کشات کردن
بعد آمد تنگ شد
بعد چی تو
تمدون تمدون همون لباس سابقیم گم شد
حاجی دیدیم
اگر موسیقی سنتی هست
شما این های که ردیف خانند هستند
اگر ادا بکنند که ما موسیقی غیر از موسیقی
محلی خودمون داشتیم من دقیقا باول نمی کنم
این ها تشکیل شد از موسیقی محلی
ولی این ها آمدن گوشه ها درست کردن و این ها ردیف شد
حالا مثلا کسانی که در سنتی یاد می گیرند
مثلا می گند یک گوشه خودت باید بسازی از خودت
همین شاختنی ها دیگه همین ها
ولی این آهنگه که ما امال میکنیم
جنوالی به این ها تعبیل می دیم این ها شاید ممکنه که
عرض کردم اول که شاید همین آهنگه ها موالد پونست هزار سال پیشه ها
مثلا آهنگی داریم به نام انجتمه آهنگی داریم به نام دوزمنم
این های خیلی دلنشین آهنگ های هستند
موسیقی ایتوی به وجود نمی آده که علکی
چیزی بزنند و چیزی هم به وجود بودند
حالا این ها به فرضی که یک رشته در آوردن
دونباد یک چیزای می داخلند
خب من کار دارم این ولی موسیقی به ایشکل نیست که شما ما فکر میکنیم
مثلا میگیم که موسیقی خب حالا کسی میخوند نه
اصلا این مشخص هست وقتی شما اون داستان بروقت میبینی یک جرانت دیگه بوده
من کار بودن دارم ولی در موسیقی محلی ما تمام این گوشه
ها این نغم ها این تکه ها برمبنای واقعیت پیدا شده
تمام ادروی داشتون
اتفاقات افتاده هستن
دل ها سخته و اتفاقات بر اثر اون زمزمه ها آهنگ های بودند
متعرف شدی؟
خب در این صورت پس موسیقی اصیل این چیزیه
که از دل اون کسی که سخته در آوردن است
اون دا تبدیل بخوری به یک چیزی دیگر که
از خود در آوردن اصلا اون گوشه های سنتی
اصلا موسیقی ردیفی که ما نگاه می کنیم مثلا میشه نه
ولی اون از حالات موسیقی در آوردن یک چیز سنتی شد