زده به سرم خونن و گلدون بچینم
آفتابا از بون مگیرم
روزها رو عیبون بچینم
به دردا بخندم
زده به سرم تجربه هم خالی کنم
با شکم یه غالی کنم
بهارو ببندم
خواهیلی باشه یه دونه غایقی باشه
فقط من باشم آتاشی و آشقی باشه
مهمنی هر وریم بود اگه جنگریم بود
بزنیم تو دل شد تا خود صبحم ولی ممنون
شده هر جا بریم یه سفر ترها
هر کی میاد برپا هر کی میاد از ما
به دردا بگیم یه قدم در جا برن
اگه بیم زنن تنهایی کم بکنن از ما
تا وقتی که لبخنده تو هست
نمیزنه غم به دله
نمیشه اخروچ شهر
کجا دارم که برم
با تو جون میده خطر با تو میجست سفر
بریم یه جا که از ایشکی نباشه دیگه خبر
یه جا که سواهیلی باشه یه دونه غایقی باشه
فقط من باشم آتاشی و آشقی باشه
مهمنی هر وریم بود اگه جنگریم بود
بزنیم تو دل شد تا خود صبحم ولی ممنون
شده هر جا بریم یه سفر ترها
هر کی میاد برپا هر کی میاد از ما
به درده بگیم یه قدم در جا برن بزنن تنهایی کم بکنن از ما