جانه جان یک دم بمان تا قلب من را عمد کند
آن چه دارت جملگی یک باره بر نامد کند
دیدم در هر غروب و ساحل دریا و ترا
من ترا و اینجا و ترا و آنجا و ترا و تنها و ترا
لعبت و شیرین رو خواه ابرو کمنده نازنین
روی همچون ماه خود در جامه چشمانم ببین
چشمگر اینست و ابرو این و ناز و عشق این
خالقه و پروردگاه را مرحبه ای بهترین
بر دلم واید بخانم فاتحه از دست تو
خواب چشمم را به هم زد نوز چشم مست تو
ای نگارا تن فدا و سر فدا و دل فدا
برشو هر دم ای پری رو جان ناگا بل فدا
و دل ببر از من که پرگیرم رهاشم از زمین
ای خدا پایان امری قسمت ما رو ببین
چشمگر اینست و ابرو این و ناز و عشق این
خالقه و پروردگاه را مرحبه ای بهترین
جان جان یک دم بمان تا قلب من را عمت کند
آنچه دارد جمله گی یک باره بر نامت کند
دیده ام در هر غروب و ساحل دریا و تارا
من تارا و اینجا و تارا و آنجا و تارا و تنها و تارا
لعبتا و شیرین رو خواب رو کمندا و نازنین
روی همچون ماه خود در جامه چشمانم ببین
چشمگر اینست و ابرو این و ناز و عشق این
خالقه و پروردگاه را مرحبه ای بهترین
این خالقه و پروردگاه را مرحبه ای بهترین
02:45