لفتی به سبر یارم آره ندارم
میرمی با کنی بری داره ندارم
قصد زبر کدی بی با زنایت زنم
بی زنی زنه این دلو در حجه من
بی زنی زنه این دلو در حجه من
جان جان یارم هستند بی قرارم
لفتی سفرم و از قمه در شب می نانم
رفش جاوی ندل برم
نامین من اتو در حرائی نسر قصر گردان
گره حرام اکی اره حرائی
حرائی حرائی کسی بی ده کنم مرقبه جشعه هفرونم
دردگران و بچانم در شب دین یا نه یا نه
حرائی کسی بی ده بنده زنم با دردو نام درمان
حرائی دردو نام درمان