باسه دیدنش شوقی نمونده
که با رفتنش
این سپرونده
فراموش نکنه
نمیخوام تموم شه
هرچین گی ساختم هم نزوشیمون شه
هنوزمه با تو دارم با این که نیستی
هنوز نمیگیره جای تو هیشگی
هنوز کسی نمیدونه رفتی از پیشم
من که عوض نمیکردم نگاه تو با هیچی
من هستم یه حالا بسپار به خودم
تو هم به خودت نگیره اگه اسرار میکنه
من روانی و ببخش اگه حاطفی نبودن
منو ببخش که به جبس و با کسی نبودن
از سرستداد میاد ببین تو غرق خوشی شدی
من که اینجام بگو پس تو کوشی
هنوز میریست سر قرار تو رأس ساعت
منم میام پشت خط دم بساعت
تو ای که بدت میاد ازم پس منم زیاد ازم
نمیذارم سر به سرت خیلی چیزا ازش
من یاد گرفتم کاش تو درک داشتی یکی روزم گذشت
بگو فردا چی بگم
تو شک داشتی به من حتی بسایمم
تو بزرگ بودی فقط یه سال ازم
وقتی دیدی ایدهالت تو لوزانیست
سر چی مذاکره کنیم اینجا لوزان نیست
پس باسه رفتن تمصراری ندارم
دیگه حسی به این اشقه اشباری ندارم
بسه فلسطین میمونی هرکی میزنه و میره
من میلی به این فلسطین اشخالی ندارم
شنیده میگن حرف حرف میاره
پول پول میاره
ولی من نمیفهمم چرا همیشه صداقت و پاکی خیانت آورده
یعنی تقصیر کیه؟ آهان؟ اینا تقصیر کیه؟
ها، نمیدونم
تقصیر کیه بگو این سردردشتری
فکرشم نمیکردم حتی رو دستم بزنین
گفتم شرایط روحین خیلی خرابه ها
نشد پشت خطت نیام اتا تون شبایه با
این آخریات چی بود؟ هر روز یه عصری میزدی؟
کلاست رفته بالا که دیگه با ما نمیپری؟
همون تونو به شهریم که مزخرم میکردی؟
قدم رو موخته این روز رو هر طرف میگردی؟
من آرزون ندارم همه شوخ دست بفرم
سیره تا اوتم رو نگیره که خواستم برم
میرم جنابزم رو یه جای دور لاشخورا ببرم
چون که با تو فهمیدم از من لاشخورا بهترن
من شبیه خودمم یه جا آخر شهر
فکر فردامم تو هم فکر آخر شب
از همه خوردم و تو هم میشی اضافه به اونا
که پشیمون میبینم اتا آخر شب
هنوز همه با تو دارم با این که نیستی
هنوز نمیگیره جای تو ایشکی
هنوز کسی نمیدونه رفتی از پیشان
من که عوض نمیکردم نگاه تو با هیچی
من هستم یه آلاب اسبار به خودم تو هم به خودت نگیره اگه اصرار میکنن
من روانی و ببخش اگه آتفی نبودن منو ببخش که به جست و با کسی نبودن
یاد گرفتم تو زندگی دو دتا هیچوقت چهارتا نمیشه
جواب خوبی همیشه خوبی نیست
این تجربه از یه آدم رو بزرگ میکنه
بساط پکس
تنظیم
خسین سیدی
Đang Cập Nhật
Đang Cập Nhật