بهچه دل و پسیه نابی
به سرم زد بی خوابی
سبرن شده لبریز کجانی
که دلاشو به جذابی
در این شب محتابی
در تاب و طبم تا تو بیاوی
بهچه دل شوره ی زیبایی
در خلوت و تنهایی
دل در دل من نیست کجایی
به دل افتاده که میایی
نزدیک همین جایی
به بهچه سال و هبایی
ایواهی از عشق
سخت و سش
یه حس دیوان کننده است
عشق از اول این رسمش
تا برسی رفته دل از دست
ایواهی از عشق سخت و سش
یه حس دیوان کننده است
عشق از اول این رسمش
تا برسی رفته دل از دست
ایواهی از عشق سخت و سش یه حس دل
از دست
شوره ی زیبایی در خلوت و تنهایی
دل در دل من نیست کجایی
به دل افتاده که میایی نزدیک همین جایی
به بهچه سال و هبایی
ای امان از تو بوشیدایی از بسک تو زیبایی
من منتظرم تا تو بیایی
اخ به اون لحظه یه توفانی حالم رو که میدانی جانم به فدایت تو کجایی
ایواهی از عشق سخت و سش یه حس دیوان کننده است
عشق از اول این رسمش تا برسی رفته دل از دست
ایواهی از عشق سخت و سش یه حس دیوان کننده است
عشق از اول این
رسمش تا برسی رفته دل از دست
همین هیران در مین