باسمتای مرتزا قاسمی
نموذنده رکوت علی رزا حد
خسته شدم دیگه من دل خوشی ندیدم
این دل دابونه با من چه درده ای کشیدم
اینقده گریه کردم زیر چشم کبوده
خدایی دیگه این دلمونه موریده
باید این دل دابونه من خبر نداری از دل خونه من
هر چی غمه تو دنیا
سهم من خدایا
یه عمری به پاش سختم
اما ندید خدایا
این دلم پار درده
برده عشق بیرم کرده
خسته شدم خدایا دنیا چقدر نامرده
باید این دل دابونه من خبر نداری از دل خونه من
خبر نداری از دل خونه من
مایز این دل دابونه من خبر نداری از دل خونه من
حرام صدا حمید صادحی