بیا به جان من بزنش
به استخوان من بزنش
بیا با رنگ صورتت را
به دیدگان من بزنش
از این قفص مرا رهاد مان
رها از این گلایه ها کن
مرا که بی تو بی مرا رم
اسم کوچکم صدا کن
نمیدونی چقدرم ازت خونه
آدم از یه جایی دیگه نمیتونه
برام ندیدنه تو بدترین درده
همین نبودن و
جون به لبم کرده
نمیدونی چقدرم ازت خونه
آدم از یه جایی دیگه نمیتونه
برام ندیدنه تو بدترین درده
همین نبودن و
جون به لبم کرده
موسیقی
شب و تب و بی خبری
چه قصه یه درد آوری
حس می کنم این ساعتا
تو از منم تنها تری
می شد الان یه جای دوری
نزدیک من باشی نشد
می شد بازم ماه شبه
تاریک من باشی نشد
نمیدونی چقدرم ازت خونه
آدم از یه جایی دیگه نمیتونه
برام ندیدنه تو بدترین درده
همین نبودن و
جون به لبم کرده
موسیقی
نمیدونی چقدرم ازت خونه
آدم از یه جایی دیگه نمیتونه
برام ندیدنه تو بدترین درده
همین نبودن و
جون به لبم کرده
موسیقی