از این
که عمرم رو با تو کناراتو تبا کردن
تموم از زندگیم بودیو
شب و روزم کس و کار
حالا
مستی و شب همون کناره
گریه بیدارم
هشکی به غیرت و به قلب من نمیشینه دیگه
ترگزگزی ما رو کدارم نمیبینه
صدای خنده های ما توی خونه نمیپیچه
خدایا صحبه من از اون همه اشقم جرایی چه
موسیقی
باستی بی من رو میبدالی باور نمی کردم دیگه
از زور دلتنگی پشیمون بر نمیگردم دیگه
از تو توی ذهنم یه بی همتانه میسازم
واسه برگشتند دیگه به اتمن رو نمیدازم
تو اصلا نمیدیدی تو روزایی که سر کردم
همه
شب همو با یادت به اشق تو سهر کردم
که شاید پرغایی
باشه تو هم همه سه من باشی
بگی آشغ شوی آره دقیقا مثل من باشی
بگی
آشغ شدی هرگز یه بار از من سراغی نه