بد جوری عاشقه شدم منو خور کرد
از خودش و عشق خودش دستامو دور کرد
غریب بودم تو قربتم آورم کرد
تنها خودش فهمید چه کاری با دلم کرد
احمد صلوه
یه روز میگفت من ایج کسا غیر تو دوست ندارم
یه روز میگفت برام زیاده بودنش کنارم
یه روز میگفت نباشی من با تنهایی میمیرم
یه روز میگفت پشیمونم از عشق تو عزیزم
عزیزم
به زاد پس
چطوری بیری آغاز چقدرم هوا تو کرده
تو نیستی و بدون تو هوا چه سرده
تو این روزایی که تنهایی قدم میزنه
فکر نبودن تمه چیه به هم میزنه
برای تو متاسفم دیگه آفتادیت چشم
آره متاسفم اینو میفهمی از صدا
دارم فریاد میزنم که بابه ميلتو نیست
دلم سخمیه دیگه عاشق اسمتو نیست
اینجوری نمیمونه اگه یه روز خوشی یا پا بده
قطعه خرمز رو میکشم دور تو این روبطه
خدا رو شکر که دیگه مال من نیست
خدا رو شکر میری و بعد من نیشت
که یه حلقی نمیده سرد داد نمیزنه
دلم ودیاتو دیگه از یاد نمیبره
دیگه آزادیتو نمیخواد حفظ خونه باشی
آره راه هست باشی اینش بچهگونه پاشید
یه روز میگفت من ایت کسا غیر تو دوست ندارم
یه روز میگفت برام زیاده بودنش کنارم
یه روز میگفت نباشی من با تنهایی میمیرم
یه روز میگفت پشیمونم از عشق تو از این سان
از این سان