این یه چرانه مردست
چابیر
قهوهی تر
توی تواله های یک قابوز
چابیر خط خطی های
چرای
زحمی کنه
که زوزه می کشن تو گلون
هر روز
با من اون تحه فنجون
مثل متر سکی که بینه یه گل کلاغ گش خاره دارم
تک تک می میرم
تک می میرم
هر چی که منده از سایم
می
ریزه اون تحه فنجون
دارن صدا ما
آتیش می زنن
مهمونده ی چشام روی
نیزه ها کردن
گل می کشن و می آی قبیله
می آی قبیله
می آی قبیله
تحه فنجون یه مرده داره می خونه تو تواله
تحه
فنجون قمروی آدم ها که زنده و گوره
Đang Cập Nhật
Đang Cập Nhật
Đang Cập Nhật
Đang Cập Nhật